‏نمایش پست‌ها با برچسب هل من ناصر ینصرنی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هل من ناصر ینصرنی. نمایش همه پست‌ها

چند وقت بود غر نزده بودم، گفتم نگین لال شده

می‌گفت: «آدم‌هایی که درست و حسابی شنا بلد نیستن رو دیدی؟! برای یه‌کم جلو رفتن، این‌قدر دست‌و پا می‌زنن که خسته می‌شن. حالا نمی‌دونم مدل کار کردن ما هم همین‌طوری که خسته می‌شیم، یا واقعا کارها خیلی زیادن»

من هم الان همین‌رو می‌خواستم بگم. ولی دیگه چون قبلا یکی گفته نمی‌گم.

این واقعا بدون شرحه

اگر قراره پروژه انجام بدین، و اگر پروژه‌تون بررسی یه PDF کوچیک (مثلا 60 صفحه‌ای) هستش، و اگر تا صفحه‌ی 20 این PDF رو خوندید و دیدید چه‌قققققققققققققققدر هلوست….

حواستون باشه، هرگز زود قضاوت نکنید!!

دیگه دارم دیونه می‌شم. فصل یک و دو خیلی عالی بود. 3 و 4 رو اِییی به زور نوشتم. 5 رو کاملا سمبل کردم. 6 و 7و 8 و 9 اصلا سمبل هم نشدن!!!! اصلا نمی‌تونم از روشون بخونم بابا… عجب مزخرفن…

حالا این‌ها رو بیخیال، ساعت 9 صبح (آره، 5 ساعت دیگه، چه‌طور مگه؟!(TM) Big Grin)باید ارائه بدمش. پس با اجازتون این موشواره رو می‌برم رو منوی استارت و از اون‌تو مایکروسافت پاور پوینت رو انتخاب می‌کنم… حالا تایپ می‌کنم: به‌نام خدا….

جالب نسیت که دیشب تا ساعت 8 داشتم بقیه رو دلداری می‌دادم. به این امید که مال خودم آسونه……Waiting

آخرش هم این‌که دارم می‌میرم از زور خواب Crying این هفته یک شب هم نشد درست-حسابی بخوابم. فکر کنم 30 ساعت هم کلا نخوابیدم. دیگه واقعا نه چشمام می‌بینه نه مغزم کار می‌کنه…

اصلا این هفته واقعا هفته‌ی بی‌خودی بود. امیدوارم دیگه فردا آخریش باشه.

نمی‌دونم فردا چی می‌خوام بگم حالا….

پیرمرد با عصاش جلوی عباس رو گرفت و گفت:

 

image

عجب شرایط مزخرفی

چه سکوتیه!
نه صدای زنگ موبایلی، نه پیامکی.
نه صدای مردم تو خیابون که بوق-بوق کنن.
نه روزنامه‌ای امروز بود که بخونیم!!
و نه سایتی که بری توش یا بنویسی، یا بخونی، یا ببینی.

عجیب نیست که یه‌سری به این شرایط می‌گن «جشن پیروزی»؟!؟!

حالا به همه‌ی این‌ها این امتحان فردا رو هم اضافه کن…..

فردا: یوم لا ینفع مال و لا بنون....

دیگه یه خواب تا امتحان شبکه بیشتر نمونده!

نمی‌دونم این خوبه یا بده، اما بالاخره که تموم شد...

 

حالا هم نشستم دارم می‌خونم، البته درس نمی‌خونماااا، دارم یه-ریز می‌گم:

الهی به  محمد، به محمد، به محمد....

 

آخرشم طبق معمول:

لئن انجیتنا من هذه، لنکونن من الشاکرین Big Grin

 

پی.اس: این خدا هم بنده‌ی‌خدا ساده‌است هاااااا‌..

90 یا 100!!

این عادل شمشیرو از رو بسته‌ها....

نمی‌دونم چرا برای اولین بار ناخودآگاه دستم رفت به هرچی گوشی تو خونه بود و باهاشون SMS فرستادم براش!!