منِ بي‌سواد!

ببخشيد، مي‌شه يكي اين جمله‌ها رو براي من به زير ديپلم ترجمه كنه كه بفهمم (http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=119093):

مشاور معاون پارلماني رئيس جمهور گفت: روز شنبه تعطيل رسمي است و اين تعطيلي عموميت دارد.اما براي بخش خصوصي الزامي ندارد.

«عموميت دارد» and/or «الزامي ندارد» ؟!
البته ايشون توضيحات بيشتر هم دادن:

ايرج نديمي مشاور معاون پارلماني رئيس جمهور در گفت‌وگو با جام جم آنلاين با اشاره به اعلام تعطيلي يك روز بعد از عيد فطر از سوي دولت گفت: اين تعطيلي شامل حال همه مي شود و عموميت دارد.

حالا بگذريم، بريم جمله‌ي بعدي:

وي با بيان اينكه با توجه به اينكه روز جمعه عيد فطر است، افزود: بنابراين كارمندان و همه كاركنان روز شنبه تعطيل هستند.

«باتوجه به اين‌كه روز جمعه عيد فطر است» بنابراين «كارمندان و همه‌ي كاركنان روز شنبه تعطيل هستند»
اين جمله‌ي سببي از نوع هشتم بود!
بازم بي‌خيال، مي‌رسيم به نتيجه‌گيري:

مشاور معاون پارلماني رئيس جمهور خاطرنشان كرد: اما براي بخش خصوصي الزامي و ممنوعيتي براي تعطيل نكردن بخش خصوصي در روز شنبه وجود ندارد.

خيييييييلي باحال بود انصافا. كاملا مقصود رو رسوند. لعلكم تعقلون.. (فقط آخرش يادش رفت بگه: and my cousin is handsome!!)

 

 

البته يه خبر ديگه هم بود كه مي‌خواستم به همراه تمام بد و بيراه‌هايي كه بلدم اين‌جا بنويسمش كه به دلايل امنيتي منصرف شدم!
به ايميل كردنش براي برخي دوستان اكتفا كردم.

Back to base

اين 2-3 روز تلويزيون اين شعر معلم رو خيلي پخش كرد. خيلي قشنگه. من كه خيلي دوستش دارم:

ديده بگشا اي به شهد مرگ نوشينت رضا
ديده بگشا بر عدم، اي هستي مستي فزا
ديده بگشا اي پس از سوء القضا حسن القضا
ديده بگشا از كرم، رنجور دردستان علي
بحر مرواريد غم، گنجور مردستان علي

ديده بگشا، رنج انسان بين و سيل اشك و آه
كبر پستان بين و جام جهل و فرجام گناه
تير و تركش، خون و آتش، اشك سركش، بيم چاه
ديده بگشا بر ستم در اين فريبستان علي
شمع شب‌هاي دژم، ماه غريبستان علي

ديده بگشا، نقش انسان ماند با جامي تهي
سوخت لاله، مرد ليلي، خشك شد سرو سهي
زاگهي‌مان جهل ماند و جهل ماند از آگهي
ديده بگشا اي صنم، اي ساقي مستان علي
تيره شد از بيش و كم آيينه‌ي هستان علي

فقط صد افسوس كه تصاويرش رو اشتباه نشون مي‌داد.
خصوصا اون‌جايي كه گفت: كبر پستان بين و جام جهل و فرجام گناه….

 

پي.اس: يه زماني فكر مي‌كردم چه‌قدر راه هست بين آدم و غير آدم. اما اصلا راهي نيست. اصلا.

خداحافظي هميشه سخته. اين‌قدر سخت كه مي‌خواي ازش فرار كني….

خداحافظ همين حالا…
همين حالا كه من تنهام…
خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام …

خداحافظ كمي غمگين …
به ياد اون‌همه ترديد….
به ياد آسموني كه منو از چشم تو مي‌ديد ….

اگر گفتم خداحافظ، نه اين‌كه رفتنت ساده‌است….
نه اين‌كه مي‌شه باور كرد، دوباره آخر جاده‌است…
خداحافظ واسه اين‌كه نبندي دل به روياها….
بدوني بي‌تو و باتو همينه رسم اين دنيا….
خداحافظ، خداحافظ همين حالا……. خداحافظ

همين‌جوري n

سفينه‌ي دل، نشسته در گل، چراغ ساحل نمي‌درخشد…

اي نصيبه،‌هي بگو غر نزن،‌آخه مگه مي‌شه!

يه‌وقتايي خيلي به‌خودم بدهكار مي‌شم. حس مي‌كنم سنگ رو برداشتم و انداختم ته چاه…

ديدن ناراحتيِ بقيه سخته. خصوصا اگر حس كني تو هم مقصري. يا حداقل تو مي‌تونستي نذاري اين‌طوري بشه.

يه وقتايي بهش حسوديم مي‌شه. خيلي….

يا ليتني، كنت معكم….

اين‌هم از عمر شبي بود كه حالي كرديم

با اين‌كه ديروز تصميم گرفته بودم بعضي از مدل‌هام رو عوض كنم،  و خيلي هم مصمم بودم، اما امروز بدجوري خورد تو ذوقم.
خيلي هم حال و حوصله‌ي كل كل نداشتم.
فقط گفتم: ممكنه بشه كاري كرد؟ گفت نه.
اومدم يه‌چيزي بگم، ديدم خوشحاله، گفتم بي‌خيال، بذار حال اونو نگيريم. تو دلم گفتم:

ما ز ياران چشم ياري داشتيم.

دمتون گرم، بتازيد ببينم كجا مي‌رسيد

مادر ننه‌ها باز stream رو بستن!
اصلا به هيچ‌جاشون هم حساب نمي‌كنن.
تف به قبر پدرتون.

پي.اس: خوب البته كه برحق‌اند. اينا همش نشونه‌است، لعلكم تعقلون.